نقش اقتصاد در سلامت روان کارکنان

مدیریت منابع انسانی - نویسنده : مریم کشت پرور - ارسال شده در

اوضاع اقتصادی و سلامت روان در هر جامعه ای به طور متقابل بر یکدیگر تأثیر می گذارند.اقتصاد تمام بخش های جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد.همچنین سلامتی و به خصوص سلامت روان ،بر نتایج اقتصادی و اجتماعی اثربخش است. در ابتدا نیازمندیم تعریفی از سلامت روان را بدانیم تا بتوانیم بر اساس آن به صحبت بپردازیم.

طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی (WHO) ، سلامت روانی یعنی:

حالتی از سلامتی است که فرد متوجه توانایی های خود می شود، می تواند با تنش های طبیعی زندگی مقابله کند، می تواند کارآمد و باارزش باشد.

سازمان بهداشت جهانی تأکید می کند که ” سلامت روان تنها شامل نبود اختلال روانی نیست.

با توجه به این تعریف و نقش همه جانبه ای که اقتصاد بر زندگی افراد دارد می توان چالش های اقتصادی را ازجمله تنش هایی دانست که هرفردی در زندگی شخصی و اجتماعی خود با آن روبه رو می شود.با درنظر گرفتن این موضوع که هر فردی دارای ابعاد مختلفی در زندگی خود است.می توان بیان کرد که تغییرات اقتصادی و پیش بینی ناپذیر بودن شرایط ،تمام جنبه های زندگی یک انسان را تحت تأثیر قرار می دهد.

از آنجایی که اشتغال جزء اساسی کیفیت زندگی است و کار در تمام زندگی ما نقش حیاتی دارد به جهت فراهم کردن امنیت مالی در راستای تأمین خواسته هایمان به بررسی نقش اقتصاد در زندگی کاری و تأثیر آن بر سلامت روان می پردازیم.

اقتصاد و سلامت روان

با توجه به آنچه گفته شد اوضاع اقتصادی کشور، در افزایش بیماری های روحی و روانی مؤثر است.درحوزه کار و فعالیت های اقتصادی، آشفتگی اقتصاد منجر به فشار و گاه تغییرات ناگهانی و پیش بینی ناپذیری برای کسب و کارها می شود و این تغییرات بر افراد سازمان از مدیریت یک مجموعه تا کارکنان آن اثر خواهد گذاشت. بنابراین افراد با انگیزه، سخت کوش و دارای ذهن خلاق یک کسب و کار به تدریج با پایمال شدن حقوق شهروندی خود، کاهش سرمایه اجتماعی،ناتوانی در برآورده کردن خواسته های خود و شرایط استرس آمیزی که در محیط کاری تجربه می کنند به همراه وضعیت پیش رونده نابه سامان اقتصاد و تصورات نا امیدی و شکست ، یک دایره ی بدبختی را تشکیل می دهند.

از جهت دیگر، افراد شاغل در برخی مشاغل به تدریج احساس می کنند که زیر فشارند و ذخایر عاطفی و هیجانی آنها به نفع کسانی که به آنها خدمت می کنند ، کاسته می شود.در نتیجه فرسودگی شغلی و نارضایتی از محیط کار و تجربه هیجانات منفی از جمله : بدبینی، خشم، ناامیدی و پایدار ماندن علائم خستگی عاطفی در بخش های مختلف زندگی و کاری در شخص به وجود می آید.

اقتصاد و سلامت روان

در چنین شرایطی افراد چه در فعالیت های کاری و چه در اجتماع تغییرات مختلفی را تجربه می کنند و همگی این تغییرات ، هیجانات مختلفی را ایجاد می کند.با توجه به اینکه :

آنچه منجر به انگیزه می شود سیستم پردازش عاطفی ذهن است وهمچنین نگهداشت و پایداری انگیزه ، عواطف آدمی است.

بنابراین احساساتی همچون اضطراب، خشم ، غم ، افسردگی شکل گرفته و منجرمی شود رفتار انرژی لازم را جهت تعریف اهداف و تصمیم گیری در رسیدن به آن نداشته باشد و سیستم پردازش عقلانی، بر شکست ها و یا پیش بینی شکست تمر کز می کند و فعالیتی را هدایت نکرده و یا بر مبنای شکست و نه راهی برای موفقیت برنامه ریزی می کند و دایره تصور بدبختی که از برداشت های ما و شرایط اقتصادی شکل گرفته روز به روز بزرگ ترمی شود و افراد را به درماندگی و تمرکز بر راه های اجتناب از شکست می رساند.

در نتیجه ما در اجتماع و در محیط کار با افرادی مواجه می شویم که افسردگی و ناامیدی از مشخصات خطر سلامت روان آنها است.وقایع پراسترس ازجمله تغییرات اقتصادی و همسوی آن ،تغییراتی که یک کسب و کار به جهت فشار اقتصادی تجربه می کند، پیش بینی کننده شروع غم ، خشم و نهایت افسردگی افراد آن اجتماع و کسب و کاراست. در واقع در برخی جنبه ها می توان گفت :

افسردگی، زمانی شکل می گیرد که فرد از فاصله ی آرمان های خود و ناتوانی اش در رسیدن به این اهداف آگاه باشد

و یا زمانی که فرد درمی یابد، شخص ، آرمان، سازمانی که برایش زندگی کرده و وقتی را در آن سپری کرده است هرگز چنان نبوده که انتظارات او را بتواند برآورده کند و در نهایت دیدگاهی منفی به خود، دیگری، آینده کسب می کند.

اقتصاد و سلامت روان


از آنجایی که افراد به هنگام تجربه احساس افسردگی و اضطراب،فکر می کنند که پاسخ و واکنش آنها تغییری در نتیجه عمل به وجود نمی آورد و دچار نقص انگیزش شناختی و هیجانی شده تصور می کنند که دیگر کنترلی بر محیط ندارند.

همچنین می توان افزود که تحریف های شناختی، عامل توجه انتخابی به جنبه های منفی (کار ، زندگی، اجتماع، ) می باشد که منجر به نتیجه گیری غیرواقع بینانه از موقعیت های مختلف می شود.

آنچه کسب و کارها در اوضاع آشفته اقتصادی می توانند انجام دهند:

  • باتوجه به اینکه نیروی انسانی سازمان به عنوان مهم ترین سرمایه هر کسب و کاری شناخته می شود.در نتیجه حفظ و نگهداشت نیروی انسانی به عنوان یکی از مهم ترین دغدغه های سازمان درکنار سایر چالش ها و بحران هایی که یک کسب و کار می تواند تجربه کند تبدیل می شود و در جهت حفظ و تکاپوی انگیزه کارکنان خود باید بیندیشد.
  • ضمن اینکه موفقیت و یا هرج و مرج درون تیم های مختلف کسب و کار بستگی زیادی به تعاملات مؤثر میان اعضای آنها دارد، بنابراین سازمان هایی که فرصتی را برای برقراری روابط بین فردی اعضاء همراه با گفتمان فراهم می کنند و به اعضای خود امکان انتقاد و سازندگی در بستر شفافیت را می دهند در شرایط آشفته عملکرد بهتری خواهند داشت.
  • از سوی دیگر مدیران هر مجموعه باید بتوانند مهارت های مقابله ای خود را درمدیریت موقعیت های بحرانی و استرس آور تقویت بخشند تا به دور از هر تصور کمال گرانه ای و بدون انتقال اضطراب به افراد سازمان متناسب با واقعیت و برنامه خود مجموعه خود را هدایت کنند.
  • توجه به این مورد ضرورت دارد که هدف حذف کامل اضطراب نیست چرا که موقعیت های اضطراب آور جزو شرایط جدانشدنی از زندگی اند بنابراین هدف افزایش ظرفیت تحمل اضطراب به همراه ارتقای راهکارهای مقابله ای اضطراب است.
  • همچنین کسب و کارهایی که در عمل به کارکنان خود نشان دادند که از آنها در موقعیت های مختلف حمایت می کنند و بازی برنده-برنده را برای خود، کارکنان، مشتری در اهداف خود داشته اند ، می توانند چالش های کمتری را شاهد باشند.
  • و همانطور که در تعریف سلامت روان در ابتدا ارائه کردیم در آخر هم باید اشاره کنیم که مدیران با فراهم کردن شرایطی که افراد بتوانند توانایی های خود را متناسب با انتظارات سازمان به کارگیرند می توانند در ایجاد خودکنترلی به افراد در مسیر موفقیت کمک کننده باشند.

برچسب ها : , , , ,

مریم کشت پرور

رشته تحصیلیم روانشناسی بالینی است.مشاهده و مطالعه در مورد انسان ها،(احساسات،افکار، رفتارشون) در موقعیت های مختلف زندگی و شنیدن از تجربیاتشون برای من مثل یک سفر ارزشمنده.بنابراین تصمیم گرفتم بین روانشناسی و سرمایه انسانی در فضای کار پیوندی بزنم و تجربیاتم را به اشتراک بذارم تاکمکی باشه درشکل گیری روابط متعادل بین زندگی کاری و شخصی.

نوشته قبلی

چرخه دمینگ یا PDCA

درباره این مطلب دیدگاهی بنویسید...

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز با * علامت‌گذاری شده‌اند.

ارزیابی با استفاده از ابزار SWOT

مدیریت پروژه - ۲۱ مهر ۱۳۹۷

عضویت در خبرنامه

ایمیل شما برای هیچ منظور دیگری استفاده نخواهد شد !