سبک مدیریت تحول گرا

مدیریت کسب و کار - نویسنده : مریم کشت پرور - ارسال شده در

امروزه،در اغلب کسب و کارها شاهد اهمیت به کار تیمی و درواقع تیم محوری هستیم.بنابراین ساختارهای عمدتا تیم محور سازمان ها نیازمند مدیرانی

می باشند که نه تنها باید قادر به مدیریت و انگیزش افراد باشند بلکه کل تیم را هم باید رهبری نمایند.

مدیریت تیم ها شامل چالش های مختلفی از جمله:

تنظیم اهداف هر فرد با اهداف سازمان،ایجاد جوی مثبت از اعتماد و حمایت ، هماهنگی انتقال اطلاعات و تکمیل وظایف است

اخیراً سبک رهبری، توجه زیادی را در مدیریت منابع انسانی به خود جلب کرده است.

نظریه های مدیریت کاریزماتیک که مدیریت را موجودی غیرمعمولی فرض می کند و افراد را وابسته به مدیریت می داند، در حال گذار به سمت نظریه های نئوکاریزماتیک و مدیریت تحول آفرین ویا تحول گرا است که بر توسعه و توانمندسازی افراد، به منظور عملکرد مستقل توجه دارند.

سبک رهبری در سازمان یکــی از عواملی اســت که نقش معنــاداری را

در افزایش یا کاهش علاقــه و تعهد افراد به سازمان بازی می کند

یکی از این سبک ها، سبک مدیریت و یا رهبری تحول گرا است. رهبری تحول گرا ، یکی از تازه ترین رویکردهای مطرح شده نسبت به مدیریت است

مدیریت تحول گرا، دارای رابطه ای نزدیک با نتایج مطلوب فردی و گروهی است

مدیریت تحول گرا متشکل از رفتارهای معطوف بر سطوح تیمی و فردی است و یکی از غالب‌ترین رویکردها برای شناخت اثربخشی فردی، گروهی و سازمانی است.

مدیران تحول‌گرا رفتارهای خاصی دارند که عبارتند از :

  • ارتقاء افراد به سطح بالاتر برای دستاورد
  •  قادرسازی افراد به برتری دادن منافع شخصی‌شان به رفاه جمعی
  •  تمرکز بر توانایی‌های‌شان برای تسهیل رشد شخصی 
  •  ایجاد توانایی ذهنی‌شان برای نزدیک شدن به مسائل با روش‌های جدید

مدیریت تحول گرا، فرایندی اسـت کـه الگوهـای مطلـوب روابـط قدرت بین مدیران و افراد را برای رسیدن به اهداف جمعـی و دگرگـونی هـای واقعـی منطبـق بـا الگوی سازمان بنا کرده است.
تحقق این نوع مدیریت، نیازمنـد تغییرهـای معنـی دار در روابـط قـدرت،تحول در سلسله مراتب قدرت و نیز انتقال آن به سطح افقی مبتنی بر تسـاوی عمـومی خواهـد بـود.

مدیریت تحول گرا، فرایندی پیچیده و پویاست که در آن، مدیران بر ارزش ها، باورهـا و اهداف افراد تأثیر می گذارند

ایـن مدیران، سـازمان را از حـال بـه آینـده حرکـت مـی دهنـد،نیازهای محیطی را تشخیص مـی دهنـد و تغییرهـا را تسـهیل مـی کننـد. بـه عـلاوه، چشـم انـدازی از فرصت های بالقوه را برای کارکنان بـه وجـود مـی آورنـد

 

  • تفاوت سبک مدیریتی تعامل گرا و تحول گرا :

مدیران تعامل گرا،افراد را در جهت اهداف و نقش های تثبیت شده هدایت می کنند و برای انگیزه دادن به آنها به پاداش و تنبیه سازمانی متکی هستند.این در حالی است که مدیران تحول گرا،بر حسب دیدگاهی که نسبت به آینده دارند عامل انگیزشی را درجهت جذاب کردن ارزش های سازمان و اهداف قرار می دهند.

درواقع مدیریت تحول گرا هنگامی اتفاق می افتد که مدیر علاقه ای را میان افراد خود برمی انگیزد که کارشان را از یک دیدگاه جدید نگاه کنند.

 

  • ابعاد مدیریت تحول گرا:

برای مدیریت تحول گرا  ۴ بعد را درنظر گرفته اند:

  1. ملاحظات فردی : همه افراد برای مدیر مجموعه یکسان هستند و مدیر سعی می کند با همه افراد  سازمان ارتباط بگیرد

  2. الهام : یادآوری اهداف سازمان و تشویق افراد برای رسیدن به آن

  3. تحریک عقلانی : روبه رو شدن با چالش های کار و خلق راه حل های جدید

  4. کاریزما : الگو واقع شدن یک مدیر توسط افراد صرفا با مشاهده رفتار و پرهیز از نقد کلامی

 

باتوجه به آنچه گفته شد می توان گفت:مدیریت تحول گرا به عنوان یکی از پیش شرط ها و عوامل موثر بر نوآوری سازمانی می باشد.

نوعی مدیریت مشارکتی محسوب می شود که قدرت در نزد تمام افراد تیم یکسان می باشد و تنها یک نفر تحول آفرین به عنوان تسهیل گر و هدایت انگیزش افراد عمل می کند و پیشرفت حرکت در یک مسیر تعریف شده نیست بلکه پویا و در هرلحظه مطابق نیاز تیم و سازمان تغییر می کند و کسب راه حل جدید در برابر چالش ها است و عملکرد افراد از الگوگیری مشاهده ای شخص تسهیل گر و یا مدیر تیم نظم می گیرد نه چارچوب تشویق و تنبیهی.

 

  • نتیجه گیری:

مهمترین ویژگی عصر کنونی عدم اطمینان، پیچیدگی و تغییرات فزاینده است.

موفقیت در چنین شرایطی، مستلزم تغییر در فعالیت ها و وظایف سازمانی وچگونگی اداره و به ویژه مدیریت سازمان هاست.

بنابراین سازمان های موفق به مدیرانی نیازمندند که مسیر آینده سازمان را مشخص سازند. افراد را به آن مسیر هدایت کنند و انگیزه ایجاد تحول را در کارکنان به وجود آورند.

رهبران تحول گرا با خلق ایده ها و چشم اندازهای جدید، مسیر تازه ای از رشد و شکوفایی را فرا روی سازمان ها قرار می دهند و نوید بهبود عملکرد سازمان ها و کسب مزیت رقابتی خواهند بود.

 

 

 

برچسب ها : , , ,

مریم کشت پرور

رشته تحصیلیم روانشناسی بالینی است.مشاهده و مطالعه در مورد انسان ها،(احساسات،افکار، رفتارشون) در موقعیت های مختلف زندگی و شنیدن از تجربیاتشون برای من مثل یک سفر ارزشمنده.بنابراین تصمیم گرفتم بین روانشناسی و سرمایه انسانی در فضای کار پیوندی بزنم و تجربیاتم را به اشتراک بذارم تاکمکی باشه درشکل گیری روابط متعادل بین زندگی کاری و شخصی.

نوشته قبلی

تغییرات سازمان

درباره این مطلب دیدگاهی بنویسید...

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز با * علامت‌گذاری شده‌اند.

ارزیابی با استفاده از ابزار SWOT

مدیریت پروژه - ۲۱ مهر ۱۳۹۷

عضویت در خبرنامه

ایمیل شما برای هیچ منظور دیگری استفاده نخواهد شد !